سيد محمد على ايازى
212
كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى )
اين سخن در بعضى از روايات ، چنين تأويل شده است كه : خداوند فرشتهاى را نازل مىكند تا آن را ندا دهد . چنان كه اين مطالب در « كتاب الصلاة » نيز آمده است . از جملهء تأويلات آن ، كه مناسب فهم خواص است ، تأويلى است كه استاد ما قدس سره آن را ذكر كرده است كه مراد از نزول خدا ، نزول مبادى رحمت و عنايت او و اسباب فيض او و كرمش به آسمان دنياست كه جايگاه تقدير امور و تقسيم ارزاق است ، و اين كه بعضى از اوقات خاص را بر بعضى ديگر ترجيح داده است ، به دليل شايستگىِ آن اوقات براى قبول فيض و رحمت و نزديكىِ استعداد آن در اوقات مخصوص است . نزول فاعل ، كنايه از نزديكىِ استعداد قابل است . عبارت « لم يبعد منه قريبٌ و لم يقرب منه بعيد » ، تأكيد براى نفى حركت و انتقال خداى سبحان است كه او از جايى به جايى منتقل نمىشود و نيز تحوّل از حالى به حالى ندارد و نسبت او به همه چيز ، هميشه نسبت واحدى است و تغيير و تبديلى نمىكند . نيز در فضل و قدرت و غنا و سعهء او ، نقص و زيادتى نيست ؛ زيرا كسى كه به مكانى نازل مىشود ، به ناچار ، نزولش بايد براى هدفى باشد كه به وسيلهء رسيدن به آن ، كامل مىشود ، و نياز به كامل شدن ، نقص است و به زياد شدن احتياج دارد . نيز كمال و زياد شدن ، نياز به كسى دارد كه او را حركت دهد ، چه حركت قسرى باشد و چه نفسانى ؛ چرا كه در حركت جبرى ، نياز به جبراست و حركت نفسانى هم نياز به انگيزه دارد و اگر حركت طبيعى باشد ، پس احتياج به طبيعتى دارد كه به وسيلهء آن ، به حركت در آيد . عبارت « الَّذِي يَراكَ حِينَ تَقُومُ » ، استشهاد است به بيان احاطهء علمىِ خداى سبحان بر اشياء و شهود بر آنها در همهء احوال . « 1 »
--> ( 1 ) . الوافى ، ج 1 ص 125 .